22

شهریور

1405

آمار مطالعه شما
  • در این صفحه ۰ ثانیه
  • مجموع مطالعه ۰ ثانیه
مهمان
img

فرهنگی و هنری

10 شهریور 1405 09:27 178 بازدید 0 کامنت

کسب‌وکاری که دیگر قابل پیش‌بینی نیست

یکی از نخستین قربانیان اقتصاد بحران‌زده، قدرت برنامه‌ریزی است. کارآفرین باید بداند مواد اولیه را با چه قیمتی تهیه می‌کند، محصولش را با چه قیمتی می‌فروشد و مشتری تا چه اندازه توان خرید دارد. اما وقتی قیمت مواد اولیه، حمل‌ونقل، اجاره، انرژی و دستمزد دائماً تغییر می‌کند، حتی پاسخ دادن به همین پرسش‌های ساده دشوار می‌شود. زن صاحب کسب‌وکار با انتخابی فرساینده روبه‌روست؛ قیمت را افزایش دهد و بخشی از مشتریان را از دست بدهد یا قیمت را ثابت نگه دارد و حاشیه سودش را قربانی کند. این فشار برای زنانی که از ابتدا با سرمایه کمتر و حاشیه امن اقتصادی محدودتری وارد بازار شده‌اند، شدیدتر است. چالش فقط کمبود پول نیست؛ دسترسی به بازار، فناوری، آموزش، ارتباطات و امکان تحمل ریسک نیز بخشی از سرمایه یک کسب‌وکار است.

خانه؛ دومین محل کار، بدون حقوق و مرخصی

برای بسیاری از زنان، کسب‌وکار از خانه جدا نیست.کاهش درآمد ممکن است مستقیماً روی خوراک، آموزش فرزندان، درمان، اجاره خانه و هزینه‌های روزمره خانواده اثر بگذارد. در کنار آن، مسئولیت‌های مراقبتی نیز همچنان بخش بزرگی از زندگی زنان را تشکیل می‌دهد. زنی که صبح نگران فروش و تأمین مواد اولیه است، ممکن است عصر دغدغه هزینه مدرسه فرزند یا خرید خانه را داشته باشد و شب با این سؤال بخوابد که آیا فردا اصلاً بازاری برای محصولش وجود خواهد داشت یا نه.اینجاست که بحران اقتصادی آرام‌آرام به بحران روانی تبدیل می‌شود.

اضطراب؛ هزینه‌ای که در حسابداری ثبت نمی‌شود

در حسابداری یک کسب‌وکار، اجاره، حقوق و مواد اولیه قابل محاسبه‌اند؛ اما اضطراب، بی‌خوابی، فرسودگی و از دست رفتن انگیزه در هیچ ترازنامه‌ای ثبت نمی‌شوند. با این حال، اثرشان واقعی است. کارآفرینی به تمرکز، خلاقیت و تصمیم‌گیری نیاز دارد، اما فردی که دائماً نگران درآمد، امنیت خانواده، بدهی و آینده کسب‌وکار است، بخش زیادی از ظرفیت ذهنی خود را صرف «زنده ماندن اقتصادی» می‌کند، نه توسعه کسب‌وکار. در شرایط جنگی، ترس از آینده و اختلال در زندگی روزمره این فشار را بیشتر می‌کند. کارآفرین از «برنامه‌ریزی» به «واکنش نشان دادن» تغییر وضعیت می‌دهد و همین‌جا فرسودگی آغاز می‌شود.

هرمزگان؛ جایی که محل کار ممکن است دریا باشد

اگر این بحران را از شهرهای بزرگ به جنوب کشور ببریم، شکل مسئله تغییر می‌کند.

در هرمزگان، بخشی از اقتصاد زنان به دریا، صید، گردشگری، صنایع‌دستی و اقتصاد محلی جزایر وابسته است. اینجا محل کار همیشه یک مغازه یا دفتر نیست؛ گاهی یک قایق است، گاهی ساحل و بازار ماهی و گاهی یک کارگاه کوچک صنایع‌دستی یا خانه‌ای که بخشی از درآمد آن از گردشگر تأمین می‌شود. به همین دلیل، وقتی جنگ فعالیت دریایی و گردشگری را مختل می‌کند، آسیب فقط متوجه یک صنعت نیست؛ یک زنجیره اقتصادی محلی تحت فشار قرار می‌گیرد.

قایق، سرمایه یک خانواده

در جریان جنگ، شماری از شناورهای صیادی قشم آسیب دیدند و موضوع جبران خسارت و بازگرداندن صیادان آسیب‌دیده به چرخه فعالیت در دستور کار قرار گرفت. اما موضوع فقط یک قایق نیست؛ صیاد، خانواده او، فروشنده، خریدار، کارگر و مجموعه‌ای از کسب‌وکارهای وابسته به فعالیت دریایی هستند. برای زنان خانواده‌های صیاد، آسیب به شناور می‌تواند به معنای از دست رفتن بخشی از درآمد خانوار باشد؛ حتی اگر خود زن مستقیماً روی قایق کار نکند.

هنگام؛ جایی که زن خودش ماهیگیر است

در هنگام، داستان یک لایه‌ی مهم‌تر دارد. زنان این جزیره سابقه فعالیت مستقیم در ماهیگیری دارند و سال‌ها برای به رسمیت شناخته شدن این فعالیت و برخورداری از حقوق مرتبط با صیادی پیگیری کرده‌اند. صدور مجوز برای زنان صیاد هنگام در سال‌های اخیر، بخشی از این مسیر بوده است.

بنابراین این زنان را نمی‌توان صرفاً «همسر یا عضو خانواده صیاد» دانست. برای آن‌ها، ماهیگیری شغل است. برای یک زن صیاد هنگام، قایق فقط یک وسیله نیست؛ محل کار، سرمایه و ابزار درآمد خانواده است. وقتی فعالیت دریایی متوقف می‌شود، او فقط یک روز کاری را از دست نمی‌دهد؛ ممکن است هم‌زمان درآمد، مشتری، سرمایه در گردش و امنیت اقتصادی خانواده‌اش را از دست بدهد.

جزیره‌ی از رونق افتاده

اقتصاد زنان جزایر تنها به ماهیگیری محدود نیست. صنایع‌دستی، برقع‌دوزی، گلابتون‌دوزی، غذاهای محلی، فروش محصولات دریایی، اقامتگاه‌ها و خدمات گردشگری نیز بخشی از اقتصاد زنان را شکل می‌دهند.

در جزیره هرمز، بخش مهمی از اقتصاد محلی به گردشگری وابسته است.وقتی گردشگر نیاید، آثار آن فقط در هتل‌ها و مراکز گردشگری دیده نمی‌شود؛ درآمد بسیاری از کسب‌وکارهای خرد نیز کاهش پیدا می‌کند. مسافر که نیاید، فروشنده صنایع‌دستی مشتری کمتری دارد، رستوران محلی خلوت می‌شود، اقامتگاه رزرو نمی‌شود و فروش محصولات محلی کاهش می‌یابد.برای زنان جزیره، گزینه‌های جایگزین نیز همیشه فراوان نیست. اگر گردشگر نیاید، بازار محلی ظرفیت محدودی دارد و اگر دریا متوقف شود، جایگزین کردن آن با شغل دیگر آسان نیست.

سرمایه‌ای که ممکن است روی آب بماند

یکی از تفاوت‌های مهم زنان کارآفرین ساحلی با بسیاری از صاحبان کسب‌وکار شهری این است که بخشی از سرمایه آن‌ها فیزیکی و آسیب‌پذیر است.

قایق، موتور، ابزار صید و تجهیزات دریایی برای یک خانواده صیاد همان نقشی را دارند که مغازه یا تجهیزات یک کارگاه برای یک کارآفرین شهری. وقتی این سرمایه آسیب ببیند یا امکان استفاده از آن از بین برود، بازسازی کسب‌وکار به سرمایه‌ای نیاز دارد که بسیاری از خانوارهای ساحلی در اختیار ندارند. بنابراین حمایت نمی‌تواند صرفاً به یک کمک‌هزینه محدود شود. اگر قایق از کار افتاده است، امکان تعمیر یا جایگزینی لازم است؛ اگر بازار از بین رفته، باید مسیر فروش دوباره ایجاد شود و اگر گردشگری آسیب دیده، باید برای بازگشت آن برنامه داشت.

سال‌هاست در روایت‌های اجتماعی از زنان هرمزگان با عنوان‌هایی مانند «زنان مقاوم» و «زنان دریادل» یاد می‌شود. این تصویر بخشی از واقعیت است، اما یک خطر هم دارد: اینکه تاب‌آوری زن بهانه‌ای برای کم کردن مسئولیت حمایت اجتماعی شود. زن صیاد ممکن است بسیار مقاوم باشد، اما مقاومت او نباید به این معنا باشد که می‌تواند هر میزان بحران اقتصادی، جنگ، ناامنی شغلی و فشار روانی را بدون حمایت تحمل کند.میان «تاب‌آوری» و «تحمل فرساینده» خط باریکی وجود دارد.

پس از جنگ، فقط وام کافی نیست

اگر قرار باشد اقتصاد پس از جنگ دوباره فعال شود، حمایت از زنان کارآفرین نباید فقط در قالب وام تعریف شود. تأمین مالی کم‌هزینه، حمایت بیمه‌ای، تسهیل دسترسی به بازار، آموزش مدیریت بحران، توسعه فروش دیجیتال و خدمات سلامت روان بخشی از این حمایت است. در هرمزگان نیز این حمایت باید متناسب با اقتصاد منطقه باشد؛ جبران خسارت تجهیزات و شناورها، بازگرداندن فعالیت صیادی، حمایت از زنان صیاد، احیای گردشگری جزایر و حمایت از صنایع‌دستی و کسب‌وکارهای خرد.

بازسازی، فقط ساختن نیست

زن کارآفرین فقط دریافت‌کننده حمایت نیست؛ بخشی از راه‌حل است.کسب‌وکار کوچک او می‌تواند یک شغل ایجاد کند، صنایع‌دستی او می‌تواند گردشگر جذب کند و فعالیت صیادی یا گردشگری او می‌تواند بخشی از اقتصاد محلی را زنده نگه دارد.

اگر بعد از جنگ، زنان به دلیل بدهی، کاهش بازار، فرسودگی روانی یا نبود حمایت مجبور به تعطیلی شوند، کشور فقط چند کسب‌وکار کوچک را از دست نداده است؛ بخشی از سرمایه انسانی و ظرفیت اشتغال خود را نیز از دست داده است.بازسازی واقعی فقط ساختن ساختمان، جاده، اسکله و کارخانه نیست؛ بازسازی اعتماد و توان تصمیم‌گیری مردم نیز است.

و شاید در هیچ نقطه‌ای به اندازه جزایر هرمزگان نتوان این واقعیت را دید: گاهی برای بازگرداندن یک زن به کار، لازم نیست فقط یک شغل ایجاد کنیم؛ باید دوباره دریا را به محل کار او تبدیل کنیم.این تفاوت میان «کمک به زنان پس از جنگ» و «بازسازی اقتصاد با مشارکت زنان» است. جنگ ممکن است تمام شود؛ اما بازگشت زندگی زمانی اتفاق می‌افتد که زن صنایع‌دستی‌ساز دوباره مشتری داشته باشد، زن صیاد دوباره بتواند قایقش را به آب بیندازد، گردشگر دوباره وارد جزیره شود و خانواده‌ای که درآمدش به دریا گره خورده، دوباره بتواند برای فردایش برنامه‌ریزی کند.شاید سؤال اصلی همین باشد: چند زن باید دوباره بتوانند کار کنند تا واقعاً بگوییم اقتصاد به زندگی برگشته است؟

به این مطلب امتیاز دهید:

هنوز امتیازی ثبت نشده است؛ اولین نفر باشید!
دیدگاه ها (0)
img
تبلیغ

مشاهده لاشه یک نهنگ در سواحل شهرستان بندرلنگه

برنامه‌های صنعت برق برای عبور از زمستان اعلام شد

سهمیه بنزین خودروهای نوشماره بالای یک میلیارد حذف می‌شود

تشییع و خاکسپاری شهید علی سالاری در رودان

رادان: بیرانوند از اول مهر سرباز است

پزشکیان دهلی نو را مقصد تهران ترک کرد

پزشکی قانونی قشم درباره ورود به کشتی به گل نشسته هشدار داد

علوی: قلعه‌نویی قرارداد سفید امضا کرده است/ در گزارش اردوهای تیم ملی اثری از فساد نیست

اجماع قدرت‌های بریکس فرصتی برای خنثی‌سازی تحریم‌ها و شکست محاصره

عراق زمان ازسرگیری تبادلات تجاری در گذرگاه مرزی شلمچه با ایران را اعلام کرد

اسامی دعوت شدگان به اردوى تیم ملى کشتى آزاد

رئیس سازمان بهزیستی: سهم سالمندان ایران تا سال ۱۴۳۰ به ۳۱ درصد می‌رسد

اعلام جرم دادستانی تهران علیه عوامل و مهمانان برنامه «با ضیا»

سه بازیکن ایران در تیم رویایی والیبال قهرمانی آسیا

عبور کرونا از آستانه هشدار بالا / آنفلوآنزا نوع B در گردش

تبلیغ
خـبر فوری:

هشدار نارنجی برای ارتفاعات هرمزگان؛ بشاگرد در خطر سیلاب

آگهی:
دبستان دخترانه غیر دولتی پرسشگران خلاق

دبستان دخترانه غیر دولتی پرسشگران خلاق

بپرس!